تبليغاتX
فوتبال روز ایران
 
ورزشی
 
سلام دوستان عزیز تو این پست یه شعر از سعدی رو می ذارم که خودم خیلی دوست دارم بخونمش به همراه تعدادی عکس از جزایر خصوصی و بسیار زیبا .

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

چه حکایت از فراقت که نداشتم و لیکن

تو چو روی بازکردی در ماجرا ببستی

نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به

که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی

دل دردمند ما را که اسیر توست یارا

به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی

نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا

تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی

برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را

تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی

دل هوشمند باید که به دلبری سپاری

که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی

چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد

چه کنند اگر زبونی نکنند و زیر دستی

گله از فراق یاران و جفای روزگاران

نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

 

این هم عکس ها :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 8:45  توسط ابوالفضل  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM